تبلیغات
آتش پنهان

قالب وبلاگ


آتش پنهان
نگاهی به آثار و اندیشه های خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده انقلاب و دفاع مقدس ،جانباز شیمیایی و استاد هنرهای رزمی 
نظر سنجی
نظر شما؟







·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام) 


مقدمه

سخن در تجسم لیلة القدر و تمثیل فضایل فرشته در صورت انسان است. آنكه دختر و مادر، براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)بود، و كوثرى در جریان براى كوباندن تكاثر.

او كه آزادى و آزادگى را به ما آموخت و درس صبر و پایدارى در برابر جور داد.

او كه افزون بر گفتار منطقى و پشتیبانى از گفتگوهاى علمى، به موقع فریاد و هیبت الهى داشت.

او كه شهادت را نه در شعار بلكه در عمل استقبال كرد و ستم و ستمگر را قابل گفتگو ندانست.

همو كه تنها اسوه زنان بلكه اسوه زنان و مردان بود.

او تجسم كمالات انسانى بود و برخوردار از بالاترین شایستگیهاى آدمى. همو كه مقامش عصمت كبرى است و بزرگترین شافعه روز جزا.

بالاترین ستمها براى او غصب وصایت بود و مهم ترین اقدامش احقاق حق.

زهرا(علیها السلام) وجودش نشانه راه است و با على(علیه السلام)بودنش، نشانه همه چیز. ولى او تنها به این قناعت نكرد، كه براى حقانیتش اقدام ها كرد و به مهاجر و انصار اتمام حجت نمود.1

در این گفتار كوتاه بر آنیم تا فاطمه(علیها السلام) را در كلام خداوند جستجو نماییم. چون ما انسانهاى خاكى قادر به بر شمارى فضایل او نیستیم براى همین در لابلاى كلام الهى به جستجوى زهراء(علیها السلام)مى رویم.

فضیلت                               

فضیلت خلاف رذیلت و نقصان به معناى برترى و داراى درجات و مقامات بلند است.2 و به معناى برترى شخصیتى، اخلاقى و روحى است.3

امّا اینكه فاطمه(علیها السلام) داراى فضایل بى شمارى است، تردیدى وجود ندارد، و مى توان آنها را به سه دسته كلى تقسیم كرد:

1 ـ فضیلت هاى فردى حضرت زهرا(علیها السلام  (

 فضیلت دانش وافرداشتن.

فضیلت احراز مقام مجاهدت در راه خدا.

بهترین بنده خدا بودن.

نائل آمدن به مقام ایثارگرى.

فضیلت هجرت در راه خدا از مكه به مدینه.

فضیلت صبر و پایدارى در راه خدا.

2 ـ فضیلت خانوادگى:

فضیلت دختر بودن براى رسول خدا(صلى الله علیه وآله  (

فضیلت داشتن مادرى چون خدیجه.

فضیلت داشتن همسر چون على(علیه السلام    (

فضیلت داشتن فرزندان چون حسن و حسین(علیهما السلام  (

فضیلت مادر بودن براى ائمه و حضرت مهدى.

فضیلت مصداق بودن اهل البیت

فضیلت داشتن عموى چون حمزه.

فضیلت اهل كساء بودن.

فضیلت كسى كه در شأنش آیات و سوره هاى زیادى نازل شده.

فضیلت شهادت تمامى خانواده اش در راه خدا یا اسیر شدن در راه خدا.

فضیلت معصوم بودن خودش، پدرش، همسرش و فرزندانش.

3 ـ فضیلتهاى اجتماعى:

فضیلت اصلاح گرى و آگاهى دادن اجتماعى و دینى به مردم.

فضیلت همدردى و انفاق و ایثار به مردم.

فضیلت شاگرد پرورى.

فضیلت افشاگرى، و مبارزه با منافقین، و منحرفین، با خط امامت معصوم.

فضیلت دفاع از نظام سیاسى مبنى بر اصل امامت و ولایت.4

باید بدانیم كه این فضیلتها به عنوان یك اصل، در زندگى فاطمه زهرا(علیها السلام) وجود داشت، امّا برخى از آنها در وجود آن حضرت جلوه اى خاصى داشتند، كه ما در این گفتار به برخى از فضائل آن حضرت در قرآن اشاره مى كنیم:

فضائل فاطمه (س) در قرآن

زهراء(علیها السلام) كوثر است

إنّا اعطیناك الكوثر، فصلّ لربّك وانحر، إنّ شانئك هو الأبتر.  (كوثر، 108/); ما به تو كوثر(خیر و بركت فراوان) عطا كردیم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن. و بدان دشمن تو قطعا بریده نسل و بى عقب است.

سوره كوثر در عین اختصار در بردارنده اسرارى است كه حتى بزرگان ما نیز از دستیابى به آن ژرفناى او عاجز ناتوانند5 .

یكى از نامهاى مبارك فاطمه زهراء(علیها السلام) «كوثر» است.

«كوثر» بر وزن «فَوعل»، به معناى «خیر كثیر و فراوان» مى باشد. گستره معنایى این واژه چنان وسیع است كه مصادیق بى شمارى از جمله «خیر بى نهایت» را شامل مى شود. در تفاسیر شیعه و سنّى معانى بسیارى براى «كوثر» ذكر شده است كه همگى از مصادیق «خیر كثیر» مى باشند; مصادیق چون:

1 ـ حوض و نهر كوثر در جنّت كه تعلق به پیامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت از آن سیراب مى شوند.

2 ـ مقام شفاعت كبرى در روز قیامت.

3 ـ نبوت.

4 ـ حكمت و علم به حقایق اشیا.

5 ـ قرآن.

6 ـ كثرت اصحاب و پیروان.

7 ـ كثرت معجزات.

8 ـ كثرت علم و عمل

9 ـ كثرت معرفت در توحید.

10 ـ كثرت نعمت هاى دنیا و آخرت.

11 ـ نسل كثیر و ذریه فراوان كه در گذر زمان باقى بمانند، و بى تردید از این فراوانى ذریه و باقى ماندن نسل از وجود دختر والا گهر پیامبر، فاطمه زهرا(علیها السلام)، نشأت گرفته است6.

اما به عقیده بسیارى از علماى شیعه و پاره اى از اهل سنت، بارزترین مصداق «كوثر» وجود نازنین حضرت زهرا(علیها السلام)مى باشد7.

طهارت زهراء(علیها السلام  (

انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا  (احزاب، 33 / 33) ; خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.

به شیوه گوناگون از طریق فریقین آمده است كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «نزلت هذه الآیة فى خمسة: فى وفى علىّ و فاطمه، و حسن و حسین»; این آیه در مورد عظمت پنج تن نازل شده است: من على، فاطمه، حسن و حسین  8.

پس فاطمه (علیها السلام) طبق نزول این آیه از هر گونه رجس و گناه پاك است، و عصمت مطلق دارد.

از آنجاى كه اراده حقّ تعالى بر این قرار گرفته است كه نبوّت و وصایت منصب خاصّ مردان باشد، اگر چنین نبود به حضرت زهرا(علیها السلام) نیز عطا مى شد.

زهراء(علیها السلام) لیلة القدر است

(حم، و الكتب المبین، إنّا انْزَلنه فى لیلة مّباركة إنّا كنّا منذرین، فیها یفرق كلّ أمر حكیم)(دخان، 44/1 ـ 4); سوگند به این كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم; ما همواره انذار كننده بوده ایم، در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبیر و جدا مى گردد.

بنابر روایات متعدد و معتبرى كه از ائمّه طاهرین(علیهم السلام) رسیده، حقیقت لیلة القدر به وجود فاطمه زهرا(علیها السلام)تفسیر شده است. از آن جمله، بیان نورانى امام موسى بن جعفر(علیه السلام) در تفسیر آیات آغازین سوره دخان مى باشد:

مردى نصرانى به خدمت امام موسى كاظم(علیه السلام) شرفیاب شد و در بین سؤالات متعدّدى كه بیان مى داشت تفسیر باطن این آیات را جویا شد:

امام در پاسخ فرمودند: اما «حم»، محمّد(صلى الله علیه وآله) مى باشد و «كتاب مبین»، على(علیه السلام) مى باشد. و امام «اللّیلة»، فاطمه(علیها السلام)مى باشد  9.

آرى، حقیقت لیلة القدر، وجود یگانه زهراست.

انفاق زهراء(علیها السلام (

ان الابرار یشربون من كاس كان مزاجها كافورا، عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا، یوفون بالنذر ویخافون یوما كان شره مستطیرا، ویطعمون الطعام على حبه مسكینا ویتیما واسیرا، انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء ولاشكورا، انا نخاف من ربنا یوماً عبوسا قمطریرا، فوقاهم الله شر ذلك الیوم ولقاهم نضرة وسرورا، وجزاهم بما صبروا جنة وحریرا  (دهر، 76/5 ـ 12); به یقین ابرار (و نیكان) از جامى مى نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه اى كه بندگان خاصّ خدا از آن مى نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى سازند، آنها به نذر خود وفا مى كند، و از روزى كه شر و عذابش گسترده است مى ترسند، و غذاى (خود) را با اینكه به آن علاقه (نیاز) دارند، به «مسكین» و «یتیم» و «اسیر» مى دهند، (و مى گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى خواهیم، ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزى كه عبوس و سخت است. (بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آنها را مى پذیرد در حالى كه غرق شادى و سرورند. و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حریر بهشتى را به آنها پاداش مى دهد.

به اتفاق اهل سنت این آیات در شأن، فاطمه(علیها السلام) على و حسن و حسین(علیهم السلام) نازل گردیده و ما در اینجا فقط اكتفا به عبارت زمخشرى مى نماییم در كشاف در تفسیر سوره هل اتى ص 239 از ابن عباس روایت كرده كه حضرت امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) مریض شدند، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با جماعتى به عیادت آمدند آن حضرت به على(علیه السلام)فرمودند: یا على اگر نذرى براى شفاى فرزندان خود بنمایى مناسب است. آن حضرت با فاطمه زهراء و فضه خادمه نذر كردند كه هر گاه آن دو بزرگوار صحت یافتند، سه روز روزه بگیرند، چون شفا یافتند چیزى در خانه نبود، امیر المؤمنین به نزد شمعون خیبرى یهودى آمد و سه صاع جو قرض گرفت. فاطمه آن را آرد كرد. پنج قرص آن را طبخ نمود. وقت افطار مسكینى در خانه آمد و سؤال نمود. امیر المؤمنین نان خود را به سائل داد. فاطمه زهراء و حسن و حسین و فضه خادمه با امیر المؤمنین اقتدا كردند و همگى نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

 شب دوم چون خواستند افطار كنند، یتیمى در خانه آمد و سؤال كرد. هر پنج نفر نان خود را به سائل دادند و با آب افطار كردند.

و همینطور شب سوم هر پنج نفر نان خود را به اسیرى دادند و با آب افطار كردند. چون صبح روز سوم شد امیر المؤمنین(علیه السلام)دست حسنین را گرفت و به خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمدند... رسول خدا(صلى الله علیه وآله)از دیدار آنها سخت شكسته خاطر گردید، به خانه فاطمه آمد، آن مخدره را در محراب عبادت دیدند كه شكم او به پشت خشكیده و دیده هاى حق بینش به گودى فرو رفته است. در آن حال جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «هنیأ لك یا رسول اللّه خذ هذه السورة» سپس سوره هل اتى را بر او قرائت كرد10.

عامه و خاصه روایت كردند كه این آیات در شأن فاطمه(علیها السلام) و على و حسنین نازل گردیده است.

به ادامه مطالب مراجعه شود



ادامه مطلب

طبقه بندی: فضایل فاطمه زهرا(علیها السلام)، 
برچسب ها: فضایل فاطمه سلام الله علیها، بانوی بهشت، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ پنجشنبه 1397/11/18 ] [ 11:02 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا


ایام شهادت زهرای اطهر سلام الله علیها برآقا

 بقیه الله الاعظم و همه رهروان آن حضرت

 تسلیت باد

آیاتی ازقرآن در شأن حضرت فاطمه سلام الله علیها در منابع اهل سنت

در خصوص آیه تطهیر (...إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا) در حدیث 3206 سنن ترمذی آمده است وقتی این آیه نازل شد پیامبر (ص) شش ماه متوالی به در خانه حضرت زهرا (س) مراجعه و این آیه را تلاوت می‌كرد.

همچنین در حدیث 2424 صحیح مسلم نیز آمده است؛ حضرت پیامبر (ص) به خانه زهرا (س) می‌رفت، پارچه پشمینه به دور خود و اهل خانه می‌پیچید و این آیه را تلاوت می‌كرد. ماجراهای مشابهی نیز در كتاب‌های فضائل‌الصحابة و معجم‌الكبیر نقل شده است.

آیه 61 سوره آل‌عمران (...فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ...) به عنوان مدرك دیگری برای اثبات حقانیت حضرت زهرا (س) می باشد که در جلد چهارم، حدیث شماره 32 صحیح مسلم از زبان «سعد بن أبی وقّاص» آمده است كه وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر (ص)، علی، زهرا و حسنین علیهم‌السلام را صدا كرد تا با آنها در محل موعود حاضر شود. این حدیث در كتاب سنن ترمذی، جلد 5، حدیث شماره 3724 نیز آمده است.

همچنین آیات 7 تا 9 سوره مباركه انسان و ماجرای نذر حضرت علی (ع) و فاطمه (س) و روزه‌داری آنها و بخشش افطار به فقیر، یتیم و اسیر است و این روایت در جلد چهارم، صفحه 169 تفسیر كشاف آمده است. یكی دیگر از آیاتی كه شأن نزول آن را مرتبط حضرت زهرا (س) می‌دانند، آیه 18 سوره مطففین (كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ) است. در جلد دوم صفحه 405 شواهد التنزیل آمده است كه ابن‌عباس، مصادیق «ابرار» در این آیه را جویا می‌شود و پیامبر (ص) اهل‌بیت (ع) را معرفی می‌كند.

علاوه بر اینها آیه 9 سوره حشر (وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) را نیز یكی دیگر از این آیات میتوان عنوان كرد؛ در شواهد‌التنزیل و مجمع‌البیان آمده است كه ابن‌عباس از پیامبر در خصوص «یؤثرون» سؤال كرد كه یا رسول‌الله! این جماعت كیستند كه خدای تعالی محبت آنها را بر ما واجب گردانیده است؟ و فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین (ع).

ضمن اینکه در آیه 35 سوره نور (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ...) «مشكوة» چراغدانی است كه از قسمت‌های مختلف چراغ محافظت می‌كند. روایات مختلف مراد از «مشكوة» را حضرت زهرا (س) دانسته‌اند، چرا كه از وظایف ایشان حفظ اعضای چراغ یعنی پیامبر (ص) امیرالمؤمنین و حسنین (ع) بود. شبهه‌ای نیز مطرح می‌كنند كه در جریان آتش‌زدن خانه امیرالمؤمنین (ع) چرا با وجود حضور علی (ع) در خانه، حضرت زهرا (س) پشت درآمد؟ یكی از دلایل این حضور، «مشكوة بودن» حضرت زهرا (س) است كه برای حفظ یكی از اعضای چراغ اقدام كرده، چنانچه پیش از آن نیز در ماجرای جنگ احد و مجروح شدن پیامبر (ص) از ایشان نگهداری و مراقبت كرده بود.

در خصوص دلیل دوم پاسخ به شبهه بایستی گفت: خود حضرت زهرا (س) در یكی از روایات می‌فرماید: ‌آمدم پشت در تا مهاجمان خجلت‌زده شوند و به حرمت دختر رسول خدا (ص)، از تصمیم خود بازگردند. البته دلیل دیگری هم برای حضور حضرت زهرا (س) عنوان شده كه همانا اهمیت ولایت و دفاع از ولی عصر است.

در مورد آیات «إنّا انزلناه فی لیلة المباركة» و «إنّا انزلناه فی لیلة القدر» در تفسیر فرات كوفی، «لیلة» را «فاطمه» معرفی كرده‌اند، بدین معنا كه خداوند قرآن را در شأن وجودی حضرت زهرا (س) نازل كرده‌ است. این حدیث در جلد اول ، صفحه 478 كتاب كافی نیز موجود است.

و همچنین شأن نزول سوره مباركه كوثر در شرح نهج‌البلاغه «ابن‌ابی‌‌الحدید» مرتبط با حضرت زهرا (س) عنوان شده است


میلاد صارمی نایینی  

 




طبقه بندی: قرآن و فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه سلام الله علیها، حبیبه خدا، کفو علی علیه السلام، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی بنیانگذار کونگ فو تو آد در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، استاد ناصر، استاد نایینی،  
[ جمعه 1397/11/19 ] [ 06:53 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

إنّا أعطیناك الكوثر ،فصلّ لربّك و أنحر، إنّ شانئك هو الأبتر

بیماری فاطمه (علیها السلام)

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.   


میلاد صارمی نایینی 



ادامه مطلب

طبقه بندی: فاطمه سلام الله علیها، 
برچسب ها: فاطمه، زهرای اطهر، خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر،  
[ یکشنبه 1397/10/30 ] [ 07:42 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

 

ولادت پیامبر عاشورا حضرت زینب کبری  سلام الله علیها

بر همگان مبارک

 
امشب شب نور است و گل و شاخه نبات 

زیــــــنب شـــــــده باعث نزول برکات 

شــــکرانه ی این ولادت فرخنده 

بر خاتم انبیا محمّد صلوات 
خلیل صارمی نایینی(ناصر)

.....

روز پرستار


روز پرستار بر همه این فرشته های زمینی 

و 

شیر زنان و شیر مردان وطنم  مبارک باد


میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: ولادت زینب سلام الله علیها، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، داستان کوتاه، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت زینب و روز پرستار،  
[ جمعه 1397/10/21 ] [ 10:12 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

Image result for ‫تصویر ملا نصرالدین‬‎

حڪایٺ ملانصرالدین و الاغش

روزے ملانصرالدین، الاغ خود را با زحمٺ فراوان بہ پشٺ بام برد.

بعد از مدتے خواسٺ او را پایین بیاورد ولے الاغ پایین نمےآمد!
نمےدانست الاغ بالا مےرود ولے پایین نمےآید!

پس از مدتے تلاش، ملا نصرالدین خستہ شد و پایین آمد.

ولے الاغ به شدٺ جفتڪ مےانداخٺ و بالا و پایین مےپرید 
تا اینڪہ سقف فرو ریخٺ و الاغ جان باخٺ!

ملا ڪہ بہ فڪر فرو رفتہ بود، با خود گفٺ: 
لعنٺ بر من ڪہ ندانستم اگر خرے را بہ جایگاه رفیعے برسانم
 هم آن جایگاه را خراب مےڪند و هم خود را هلاڪ مےنماید!

خلیل صارمی نایینی(ناصر)




طبقه بندی: داستان کوتاه31، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، داستان کوتاه،  
[ یکشنبه 1397/10/16 ] [ 10:45 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم رب الودود


عشق در شعر و ادب پارسی

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست
آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

حافظ

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شب ها چه سحرها دارم

عماد خراسانی

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

حسین منزوی

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق

ژاله قائم مقامی

هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشاید عشق 
هم دعـــا کــــن گره تـازه نیــــفزایـد عشق 

فاضل نظری


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
وز گرمی بحث مجلس افروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سر گشته چو طفلان نوآموز شوی
 


او را که دل از عشق مشوش باشد
هر قصه که گوید همه دلکش باشد
تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی
بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد


ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
كس نیست چنین عاشق بیچاره كه ماییم

بر ما نظری كن كه در این شهر غریبیم
بر ما كرمی كن كه در این شهر گداییم

حلاج وشانیم كه از دار نترسیم
مجنون صفتانیم كه در عشق خداییم


تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است




مناظره خسرو و فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟ ---------------- بگفت از دار ملک آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ ---------- بگفت انُده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست ------------ بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ ---------- بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟ ---------- بگفت از جان شیرینم فزون است
بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ ------------- بگفت آری چو خواب آید، کجا خواب؟
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ ------------- بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ --------------- بگفت اندازم این سر زیر پایش
بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟ ------------ بگفت این چشم دیگر دارمش پیش
بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟ ------------- بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا گر نیابی سوی او راه؟ ------------- بگفت از دور شاید دید در ماه
بگفتا دوری از مه نیست در خور ----------- بگفت آشفته از مه دور بهتر
بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟ ------------- بگفت این از خدا خواهم به زاری
بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟ ----------- بگفت از گردن این وام افکنم زود
بگفتا دوستیش از طبع بگذار -------------- بگفت از دوستان ناید چنین کار
بگفت آسوده شو که این کار خام است ------- بگفت آسودگی بر من حرام است
بگفتا رو صبوری کن درین درد ------------- بگفت از جان صبوری چون توان کرد؟
بگفت از صبر کردن کس خجل نیست ------------ بگفت این دل تواند کرد، دل نیست
بگفت از عشق کارت سخت زار است ----------- بگفت از عاشقی خوشتر چه کاراست؟
بگفتا جان مده، بس دل که با اوست -------- بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست
بگفتا در غمش می‌ترسی از کس؟ ------------- بگفت از محنت هجران او بس
بگفتا هیچ هم خوابیت باید؟ -------------- بگفت ار من نباشم نیز شاید
بگفتا چونی از عشق جمالش؟ -------------- بگفت آن کس نداند جز خیالش
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین ------------ بگفتا چون زیم بی جان شیرین؟
بگفت او آن من شد، زو مکن یاد ---------- بگفت این کی کند بیچاره فرهاد؟
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟ ----------- بگفت آفاق را سوزم به آهی
چو عاجز گشت خسرو در جوابش ------------- نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی ------------ ندیدم کس بدین حاضر جوابی
به زر دیدم که با او بر نیایم ----------- چو زرش نیز بر سنگ آزمایم
گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد ----------- فکند الماس را بر سنگ بنیاد
که ما را هست کوهی بر گذرگاه ----------- که مشکل می‌توان کردن بدو راه
میان کوه راهی کند باید --------------- چنانک آمد شد ما را بشاید
بدین تدبیر کس را دسترس نیست ------------ که کار تست و کار هیچ کس نیست
به حق حرمت شیرین دلبند ---------------- کز این بهتر ندانم خورد سوگند
که با من سر بدین حاجت در آری --------- چو حاجتمندم این حاجت برآری
جوابش داد مرد آهنین چنگ --------------- که بردارم ز راه خسرو این سنگ
به شرط آن که خدمت کرده باشم ---------- چنین شرطی به جای آورده باشم
دل خسرو رضای من بجوید ---------------- به ترک شکر شیرین بگوید
چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد --------- که حلقش خواست آزردن به پولاد

نظامی 

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
سنگ ما شیشه ما ، ناخن ما تیشه ی ما
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست 
دست بردار نه ای تا نکنی ریشه ی ما
عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ی ما
بهر یک جرعه ی می منت ساقی نبریم 
اشک ما باده ی ما دیده ما شیشه ی ما

ادیب نیشابوری

گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق
اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق


منتظر بقیه نمونه اشعار باشید


خلیل صارمی نایینی ( ناصر)

 http://bargesabz14.mihanblog.com/




طبقه بندی: عشق در شعر و ادب پارسی، 
برچسب ها: استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، عشق در شعر پارسی، ostadnaser، http://bargesabz14.mihanblog.com/،  
[ دوشنبه 1397/10/3 ] [ 07:30 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

یلدا بر همه هموطنان عزیزم مبارک باد

Image result for ‫تصاویر شب یلدا‬‎

شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.  در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال در نیم‌کرهٔ شمالی گرامی داشته می‌شود. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته‌می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.

چلّه، دو موقعیت گاه‌شمارانه در طول یک سال خورشیدی با کارکردهای فرهنگ عامه، یکی در آغاز تابستان (تیرماه) و دیگری در آغاز زمستان (دی ماه)، هریک متشکل از دو بخش بزرگ (چهل روز) و کوچک (بیست روز). واژه چلّه برگرفته از چهل (معین، ذیل واژه) و مخفف «چهله» و صرفآ نشان‌دهنده گذشت یک دوره زمانی معین (و نه الزامآ چهل روزه) است.

چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد»* نیز نهاده می‌شد.

*«میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا،

منبع :دانشنامه آزاد ویکی پدیا

میلاد صارمی نایینی 




طبقه بندی: یلدا مبارک، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، داستان کوتاه10، یلدا طولانی ترین شب سال، خدمت به خلق،  
[ جمعه 1397/09/30 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


Image result for ‫تصاویر ناصر الدین شاه‬‎

آفت تملق

ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﺠﻴﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪّﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻧﻘﻞ شده ﺍﺳﺖ:

"ﻣﺎ ﺭﺍ به قصد ﺷﮑﺎﺭ ﺁﻫﻮ به دﺷﺖ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺶ ﺯﺭﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻡ.

ﻣﻦ به چشم ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﺭﻓﺖ!

ﻭﻟﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ به شدت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎﻣﺘﺮ ﻫﻮﺭﺍ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ: « ﺩﺳﺖ مریزاد ! ﺍﻋﻠﯿﺤﻀﺮﺗﺎ! ﮐﻪ ﺗﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺭﺩ!»

ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﻪ ﻣﻼﺯﻣﻴﻨﻢ ﮔﻔﺘم: ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺖ "ﺗﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﮏ ﺍﺳﺖ!"

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ این تملق ها ﺭﯾﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ!"

ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﭘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩﻡ ﻧﺒﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﻳﻘﻢ ﻭ ﻫﻮﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻥ!! 

 بدا به حال کشوری که تملق و چاپلوسی و مدح و ثنای قدرت و ثروت، در آن بصورت یک فرهنگ در آید!


خلیل صارمی نایینی(ناصر)




برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی، میلاد صارمی نایینی، عبرت تاریخ،  
[ جمعه 1397/09/23 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

ربیــــع آمد ربیـــــــع آمد ربیـــــــع بس بدیع آمد

شقایق‌ها و ریحـــــان‌ها و لاله خوش عذار آمد

صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد

شـــــــفا آمد شــــفا آمد شـــفای هر نزار آمد

حبیـــب آمد حبـــــیـب آمد به دلداری مشتاقان

طبــــیب آمد طبــــیب آمد طبـــیب هوشیار آمد

ســـماع آمد ســـماع آمد ســماع بی‌صداع آمد

وصـــــال آمد وصـــــال آمد وصـــــــال پایدار آمد

کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد

مهــــی آمد مهــــی آمد که دفـــع هر غبار آمد

دلـــــی آمد دلـــــی آمد که دل‌ها را بخــــــنداند

میـــی آمد میــــی آمد که دفـــــع هر خمار آمد

کفـــــی آمـــد کفـــــی آمــد که دریا در از او یابد

شهـــی آمد شهـــــی آمد که جــان هر دیار آمد


مولوی

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

اللهُمّ صَل عَلی مُحمّد وَ آل مُحمّد

ولادت با سعادت خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص) و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت

حضرت امام صادق علیه السلام بر تمامی مسلمین مبارک

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد(ص)
وعده دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ الاسری شب وصال محمد(ص)
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد(ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد(ص)
هم چو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد(ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد(ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از خیال محمد(ص)
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد(ص)

سعدی


ادامه مطلب

طبقه بندی: ولادت خاتم النبین و امام صادق علیهما السلام، 
برچسب ها: ولادت خاتم الانبیاء، ولادت امام صادق علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر) شاعر و نویسنده معاصر، استاد ناصر، ostadnaser، بنیانگذار ورزشهای رزمی در شرق اصفهان بزرگ، استاد نایینی،  
[ چهارشنبه 1397/08/30 ] [ 12:17 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


نتیجه تصویری برای شهادت امام حسن عسکری
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
السّلام علیك یا حُجه الله 
˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آغاز امامت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف 

بر شیقتگان و منتظران حضرتش مبارک باد 


دوغزل تقدیم به ساحت مقدس قطب عالم امکان ، امید هستی

 و

 باعت بقای کائنات ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 

   شوق وصال 

گوشــه عــزلت و انــــــدوه دل و تنهایی ***** آتش عـشق تو و سوختن و شیدایی 

مـن ِدلـــداده کـجا تــاب تحـــمل دارم ***** کاش مـی بود کنـون بهرگریزم پایی 

غـم هجران تو و ظلمت شـــبهای دراز ***** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی 

دل سرگشته و دیــــوانه شد از دست دگـر *****کو مسیحا نفسی،صحبت روشـن رایی 

سر هــرکـوچه و برزن به تکاپـوی توام ***** آه از هجر تو و عشق من و رسوایی 

شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» ***** بر زبانهاست دگر قصه من هر جایی 

اگر از عشق تو سـر بر سر هر دار نهم ***** ذره ای نیست هراسم زکس و پروایی 

«ناصراز شوق 5وصال تو سروده ست چنین ***** غزلی ناب،همه سـوز، بدیـن شـیوایی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر»

   خیال وصال 

زحال زار من ای نازنـین چه میـــدانی ***** چه شرح گـــویمت از قــصه پریشانی 

من از تو دل نبرید م اگر چـه خا موشم ***** ا لی الابد شده ام من ا سیر و زنـدانی 

ا سیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش ***** خمار لعل لبی هـمچو آب حیـوانی 

ندانم ای گل گـلزار حسن میدانی ؟ ***** زحـال بلبل شیدا و شــــرح حـیرانی 

به گرد کعبه عشق تـوا م چـــو پروانه ***** تو در منای خیـــا لت به فــکر قربانی 

نه در خیال وصـا لم بدین تهیـــد ستی ***** نه لایقم که بخـوانی مـرا به مهمانی 

به یک کرشمه چشمت دلم شود خرسند ***** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـنهانی 

دل از خیــــال تو یـکدم تهی نمیگردد ***** تویی که جان منی گر چه رو بگـردانی 

به حق عشق قسم ای ا میر کشور دل *****بیا که ( ناصر ) شوریده را مرنـجانی 

خلیل صارمی نایینی «ناصر» 
 التماس دعا



طبقه بندی: آغاز امامت ولی عصر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، یا مهدی ادرکنی،  
[ جمعه 1397/08/25 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

بسم رب الودود 

(شهر خیال - خانه دوست) 

من از شهر خیالم داستانم حیرت انگیز است. 
فضای شهر من از عشق لبریز است. 
ودارد کوچه ای باریک،* 
که شاید دیر گاهی هست ،من با گامهای سست و لرزانم، 
درونش گاه و بیگاه از دل پر درد اواز، 
مرا دریاب پیش از مرگ میخوانم. 
درون کوچه شهرم، دری وامیشود بر آرزوهایم 
همان جایی که پایان میپذیرد جستجوهایم 
من و این کوچه و آن در، 
و یک خانه که سر تا سر، 
همه در اشتیاق یک نگاه و گوشه ای لبخند، 
از آن دلبند، 
همان شیرین تر از هر قند، 
که میگردد دلم با دیدنش خرسند. 
طلوع آفتاب شهر من زیباست 
که اغلب در دل شبهاست، 
همان شبها که اسمش شب، 
ولی از روز روشن تر 
و جز بر من نمی تابد، 
به هنگامی که دیگر خسته ام از درد تنهایی. 
شگفتا زین همه پاکی و زیبایی ، 
چه رویایی !!! 
شگفت انگیز تر آنکه، 
همان کوچه ، همان خانه، 
همان جا پشت آن در، مشرق این شهر رویائیست. 
در آن خانه ، نه امروزی نه فردائیست. 
در آنجا آسمانش صاف و از مغرب نشانی نیست . 
وحتی نام شب در شهر من ورد زبانی نیست. 
نمیداند کسی احوال مجنون را 
مگر لیلی که میبیند دلی آکنده از خون را..... 

محرم الحرام سال 1369 ه.ش

سروده خلیل صارمی نایینی (ناصر) 


*کوچه باریک به دلیل شرایط خاصش در قدیم به کوچه آشتی کنان تعبیر شده است خاصه اگر بن بست باشد.

توضیح: خانه مذکور در شعر مسجد مخروبه ای در یکی از مناطق جرقویه علیا بود که به فضل خدا و عنایت مولا علی علیه السلام و توسلات ویژه عده ای جوان پاکدل در شبهای  شام غریبان امام حسین علیه السلام در خرابه های آن ، مرمت و احیاء گردید.



طبقه بندی: شعر نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، حضرت ابراهیم خلیل الله، استاد نایینی، استاد ناصر، انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوه و اتی الزّكوه و لم یخش الاّ الله فعسی اولئك ان یكونوا من المهتدین. مساجد الهی را تنها كسی آباد می‌كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند.«توبه،  
[ جمعه 1397/08/18 ] [ 02:04 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
بسم الله الرحمن الرحیم



آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , آلبوم , تصاویر , قبرستان بقیع , اسلام علیکم یا ائمه البقیع , 8 شوال , تخریب بقیع

رحلت نبی مکرم اسلام ،امام حسن مجتبی و
 امام رضا علیهم السلام بر شیفتگان ال الله تسلیت باد

آخر ماه صفر، اول ماتم شده است
دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!
خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی 
رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند
چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:
آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی» 
آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع
داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»
لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت
میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس
شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول
زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»
کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا
«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما
سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!
باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود
غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود

شعر از:محمد جواد غفورزاده (شفق)
میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: 28 صفر ایام حزن عالم و آدم، 
برچسب ها: رحلت رسول الله، رحلت امام مجتبی علیه السلام، رحلت امام رضا علیه السلام، خلیل صارمی نایینی (ناصر)، شاعر و نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی،  
[ سه شنبه 1397/08/15 ] [ 08:00 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


 

امام هادی

شب نور و سرور آسمان است ***** نسیم سرمدی امشب وزان است


چه گویم ،مانده ام انگشت بر لب ***** زبانم قاصر ازشرح و بیان است


  امام هــــــادی آمد گل بپاشید *****  مدینه باز امشب میزبان است


      نثار مقدمت جانم ،امــــاما  *****  دلم دیوانه ی این آستان است


علـومت مظــهر علـــم لدنی *****   کلام تو طبیب جسم و جان است

 
صـبوری از تو می آمــوخت ایوب  *****  سلیمان از تو شاه انس و جان است
 


به روز حـشر در صحرای سوزان *****  عنایات تو همچون سایبان است
 


 سر و جانم فــدای نام هــادی *****  که مولا سرور کون و مکان است


خلیل صارمی نایینی (ناصر)


میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: ولادت امام هادی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60، ولادت امام هادی علیه السلام،  
[ یکشنبه 1397/06/4 ] [ 01:57 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

بسم الله النور


عید بر عاشقان مبارک باد

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند 
روبه صفـتان زشت خو را نکشند 
گر عاشق صادقی زکشتن مهَراس 
مُردار بُوَد هــر‌آن‌که او را نکشند 
*****

یارب مددی که ما زنیـکان باشیم
 
همواره مرید شرع و قرآن باشیم 

شاید به عـنایت تو ای بنده نواز

ما نیز ذبیح عـید
 قربان باشیم 


خلیل صارمی نایینی (ناصر)
*****
کعبه دل


به راه کعبه شنیدم زقول رب جلیل
چنین به گوش محمد بگفت جبرائیل
طواف خسته دلی کن که کعبه خود سنگیست
که این خلیل بـنا کـرده آن خدای خلیل
اگر خراب کنی کعبه را گناهی نیست
به شرط آن که بناهای دل کنی تکمیل
ز راه دل به بهشت خـدا توانــــــی رفت
از این طریـق گذر نامه ای بـــکن تحصیل
جلال و مرتـبت آدمی به عاطـفت است
به قـدر عاطفـتش هر کـسی شـود تجلیل
اگر امـان طلبی در طـریق ایـمان باش 
که نیـست در دل اهـل طریـــق بیم رحیل

خلیل صارمی نایینی "تاصر"
*****
دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَكْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اكْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّكِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِكْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار،و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز،و دلهایمان را از دانش و بینش پر كن،و شكمهایمان را از حرام و شبهه پاك فرما،و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاكى و خیانت فرو بند،و گوشهایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند،و و بر دانشمندانمان زهد و خیرخواهى و بر دانش‏آموزان تلاش و شوق،و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى،و بر بیماران شفا و آرامش،و بر مردگان‏ مهر و رحمت،و بر پیران متانت و آرامش،و بر جوانان بازگشت و توبه‏ و بر زنان حیا و پاكدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى،و بر تنگدستان شكیبایى‏ و قناعت،و بر جنگجویان نصر و پیروزى،و بر اسیران آزادى و راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زیردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما،و حاجیان‏ و زیارت‏كنندگان را در زاد و خرجى بركت ده،و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب كردى توفیق اتمام عنایت كن به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

منبع :كفعمى در كتاب«مصباح»فرموده است:این دعاى حضرت مهدى(عج)است

میلاد صارمی نایینی



طبقه بندی: عید سعید قربان، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، عید سعید قربان، حضرت ابراهیم خلیل الله، حضرت اسماعیل ذبیح الله، استاد نایینی، استاد ناصر،  
[ سه شنبه 1397/05/30 ] [ 12:50 بعد از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
به نام خدا

عید بر عاشقان مبار ک باد

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمدوصد حیف که آن رفت



عید سعید فطر

عید فطر یكى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یكى از اعیاد فطر خطبه ‏اى خوانده ‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده ‏اند.

خطبه امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.

عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما تستانفون (1)

اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش می‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید می‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه‏دار داده می‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا میدهد و می‏گوید:

«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمی‏برند.»(2)

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده ‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار می‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار می‏كند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.

از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد می‏شود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عید می‏خوانیم:

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو می‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می‏طلبم آنچه بندگان شایسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه می‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان كه براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز می‏گردیم و توبه می‏كنیم، توبه‏اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.» (3)


پى ‏نوشت‏ها:

1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمه، 7/131 - 132

2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10

3- نك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

جمعى از نویسندگان

منبع:سایت حوزه

التماس دعا

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: عیدسعید فطر، 
برچسب ها: عید سعید فطر، خلیل صارمی نایینی، شاعرو نویسنده معاصر، ostadnaser، استاد نایینی، استاد ناصر، بنیانگذار سبک توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ دهه 60،  
[ پنجشنبه 1397/03/24 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
بخشی از قصیده برگ سبز

دردلم نیست جز ولای علی     
جان جمله جهان فدای علی

    درد هر دردمند بی درمان

    خوب میگردد از دوای علی

    كودكان یــتیم می دانـند

    اُلفت بی حد و صفای علی

   كوفه میداند ومدینه و چـاه

  ناله های علی،دعای علی

    در غم فاطمه خـدا داند

شرح هجران وگریه های علی

   راز تـنهایی ولـی اللّـه

  تیره شب داند وخدای علی

دردل شب هنوز پیچیـده ست

  یـارب ویارب وصدای علی

ادامه قصیده را در لینک مرتبط (دنبالک ها)بخوانید.



 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

اعمال مخصوصه شبهاى قدر

اعمال شب نوزدهم

و امّا دوّم یعنى اعمال مخصوصه این شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چیز است :

اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  .

دوّم صد مرتبه اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ .

سوّم بخواند دعاء یا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت .

چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدایا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَكیمِ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا

و در آنچه جدا كنى از فرمان حكیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و

یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ

تغییر و تبدیلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (كعبه ) بنویسى آنان كه حجشان

الْمَشْكُورِ سَعْیُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ

مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده

فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطیلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزیم را وسیع گردانى

وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا    و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر كند

و درباره ام چنین و چنان كنى


اعمال شب بیست و یكم

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قُل هُوَالله و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبیر و غیرها در این شب به عمل آورد و در روایات تاكید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سیّم و آنكه شب قدر یكى از این دو شب است و در چند روایت است كه از معصوم سؤال كردند كه معیّن فرمایید كه شب قدر كدامیك از این دو شب است تعیین نكردند بلكه فرمودند ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ یا آنكه فرمودند ما عَلیْكَ اَنْ تَفعَلَ خیرا فى لَیلَتَیْنِ و نَحْوُ ذلِكَ وَقالَ شَیْخُنَا الصَّدُوق فیما اَمْلى عَلَى الْمَشایِخِ فى مَجْلِسٍ واحِدٍ مِنْ مَذْهَبِ الاِْمامِیَّةِ وَ مَنْ اَحْیى هاتَیْنِ اللَّیْلَتَیْنِ بِمُذاكَرَةِ الْعِلْمِ فَهُوَ اَفْضَلُ


اعمال دهه آخر ماه رمضان : و بالجمله از این شب شروع كند به دعاهاى شبهاى دهه آخر كه از جمله این دعا است كه شیخ كلینى در كافى از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود مى گویى در دهه آخر ماه رمضان در هر شب :

اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَریمِ اءنْ یَنْقَضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضانَ اَوْ یَطْلُعَ

پناه مى برم به جلال ذات بزرگوارت از اینكه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده امشب بر من

الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى ذَنْبٌ اَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنى عَلَیْهِ 

طلوع كند و باز هم از من در پیش تو گناه یا چیزى كه پاداشش بد است مانده باشد كه بدان عذابم كنى

و كفعمى در حاشیه بلد الا مین نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر بعد از فرایض ‍ و نوافل مى خواند:

اَللّهُمَّ اَدِّعَنّا حَقَّ ما مَضى مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَاغْفِرْ لَنا

خدایا اداء كن از ما حق ایام گذشته ماه رمضان را و بیامرز

تَقْصیرَنا فیهِ وَتَسَلَّمْهُ مِنّا مَقْبُولاً وَلا تُؤ اخِذْنا بِاِسْرافِنا عَلى اَنْفُسِنا

تقصیر ما را در این ماه و آن را پذیرفته از ما دریافت كن و مگیر ما را به زیاده رویهایى كه بر نفس خویش كردیم

وَاجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحُومینَ وَلا تَجْعَلْنا مِنَ الْمَحْرُومینَ 

و قرارمان ده از رحمت شدگان و قرارمان مده از محرومان

و فرمود هر كه بگوید این را بیامرزد حقّ تعالى تقصیرى كه از او سرزده درایّام گذشته از ماه رمضان و نگه دارد او را از معاصى در بقیّه ماه .
و از جمله سید بن طاوس در اقبال از ابن اَبى عُمَیْر از مُرازِم نقل كرده كه حضرت صادق علیه السلام در هر شب از دهه آخر مى خواند:

 اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ

خدایا تو فرمودى در قرآنت

الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانُ هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ

كه از آسمان نازل گشته ((ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل گشته كه آن قرآن راهنماى مردم وحجتهایى است

مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضانَ بِما اَنْزَلْتَ فیهِ

از هدایت و تمیز)) و بدین ترتیب حرمت ماه رمضان را با نازل فرمودن قرآن بزرگ كردى

مِنَ الْقُرانِ وَخَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ

و به شب قدر مخصوصش داشتى و آن شب را بهتر از هزار ماه گرداندى

اَللّهُمَّ وَهذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَلَیالیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ

خدایا این روزهاى ماه رمضان بود كه بر من گذشت و این شبهاى آن است كه آن نیز

وَقَدْ صِرْتُ یا اِلهى مِنْهُ اِلى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى وَاَحْصى لِعَدَدِهِ

گذشت و من اى معبودم از این ماه به حالى درآمده ام كه تو خود بهتر از من مى دانى و شماره اش را

مِنَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ فَاَسْئَلُكَ بِما سَئَلَكَ بِهِ مَلاَّئِكَتُكَ الْمُقَرَّبُونَ

از همه مردم بهتر دارى پس از تو خواهم بدانچه فرشتگان مقربت

وَاَنْبِیاَّؤُكَ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُكَ الصّالِحُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

و پیامبران فرستاده ات و بندگان شایسته ات تو را بدان خواستند كه درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَتُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ

و آل محمد و اینكه مرا از آتش دوزخ آزاد كنى و به رحمت خویش به بهشتم ببرى

وَاَنْ تَتَفَضَّلَ عَلىَّ بِعَفْوِكَ وَكَرَمِكَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبى وَتَسْتَجیبَ دُعاَّئى

و به عفو و بزرگوارى خویش بر من تفضل كنى و تقرب جویى مرا بپذیرى و دعایم را مستجاب گردانى

وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِالاْمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ كُلِّ هَوْلٍ اَعْدَدْتَهُ لِیَومِ الْقِیامَةِ

و در آن روز ترس و وحشت با امان دادنم از هر هراسى كه براى روز قیامتم آماده كرده اى بر من منت نهى

اِلهى وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَبِجَلالِكَ الْعَظیمِ اَنْ یَنْقَضِىَ اَیّامُ

خدایا پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به جلال و شوكت عظیمت كه بگذرد روزها

شَهْرِ رَمَضانَ وَلَیالیهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤ اخِذُنى بِهِ اَوْ

و شبهاى ماه رمضان و از تو در نزد من گناه یا پاداش بدى باشد كه مرا بدان مؤ اخذه كنى یا

خَطَّیئَةٌ تُریدُ اَنْ تَقْتَصَّهَا مِنّى لَمْ تَغْفِرْها لى سَیِّدى سَیِّدى سَیِّدى

خطایى باشد كه بخواهى آن را از من تقاص كنى و نیامرزیده باشى اى آقاى من آقاى من آقاى من

اَسْئَلُكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِذْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِنْ كُنْتَ رَضیتَ عَنى فى

از تو خواهم اى كه معبودى جز تو نیست زیرا معبودى جز تو نیست كه اگر در این ماه از من خوشنود گشته اى بر

هذَا الشَّهْرِ فَاْزدَدْ عَنّى رِضاً وَاِنْ لَمْ تَكُنْ رَضیتَ عَّنى فَمِنَ الاْنَ

خوشنودى خویش از من بیفزا و اگر هنوز خوشنود نشده اى از هم اكنون از من

فَارْضَ عَنّى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا اَللّهُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ

خوشنود شو اى مهربانترین مهربانان اى خدا اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزند ندارد

وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ                    و بسیار بگو:    یا مُلَیِّنَ الْحَدیدِ لِداوُدَ

و فرزند كسى نیست و براى او همتایى نباشد هیچكس * * * * اى نرم كننده آهن براى حضرت داود

عَلَیْهِ السَّلامُ یا كاشِفَ الضُّرِّ وَالْكُرَبِ الْعِظامِ عَنْ اَیُّوبَ عَلَیْهِ

علیه السلام اى برطرف كننده گرفتارى و ناراحتى بزرگ از ایوب علیه

السَّلامُ اَىْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ اَىْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ

السلام اى گشاینده اندوه یعقوب علیه السلام اى زداینده غم یوسف

عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَنْتَ اَهْلُهُ اَنْ تُصَلِّىَ

علیه السلام درود فرست بر محمد و آل محمد بدانسان كه تو شایسته آنى كه درود فرستى

عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ 

بر ایشان همگى و انجام ده درباره من آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ام آنچه من سزاوارم

 

دعاى شب بیست و یكم

و از جمله این دعاها است كه در كافى مسندا و در مقنعه و مصباح مُرْسَلا نقل شده كه مى گوئى در لیله اولى یعنى در شب بیست ویكم :

 یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ وَمُولِجَ النَّهارِ

اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روز

فِى اللَّیْلِ وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنْ الْحَىِّ یا

در شب و اى بیرون آورنده زنده از مرده و بیرون آورنده مرده از زنده اى

رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا اَللّهُ یا رَحیمُ یا اَللّهُ

روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب اى خدا، اى بخشاینده ، اى خدا اى مهربان اى خدا

یا اَللّهُ یا اَللّهُ لَكَ الاْسْماَّءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْیا وَالْكِبْرِیاَّءُ وَالاْ لاَّءُ

اى خدا... از آن تو است نامهاى نیكو و نمونه هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ

خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد و نام مرا در این

اللَّیْلَةِ فِى السُّعَداَّءِ وَرُوحى مَعَ الشُّهَداَّءِ وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ

شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با شهداء مقرون سازى و احسان و نیكوكاریم را در بلندترین درجه

وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لى یَقینَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى وَاِیماناً یُذْهِبُ

بهشت و گناهانم را آمرزیده كنى و به من یقینى عطا كنى كه همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى

الشَّكَّ عَنّى وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى وَآتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى

كه شك و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم كرده اى خوشنودم سازى و بدهى به من در دنیا نعمت نیك و در

الاْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ وَارْزُقْنى فیها ذِكْرَكَ

آخرت نعمت نیك و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان و روزیم كنى در این شب ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَیْكَ وَالاِْنابَةَ وَالتَّوْفیقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً

و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ السَّلامُ

و آل محمد را كه بر او و بر ایشان سلام باد

اعمال شب بیست و سوم در ادامه مطلب


میلاد صارمی نایینی 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شبهای قدر، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی (ناصر)، استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، حلول ماه مبارک رمضان، شهر رمضان الذی انزل فیه القران، شب قدر،  
دنبالک ها: قصیده برگ سبز،  
[ یکشنبه 1397/03/13 ] [ 08:00 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]

·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙

آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی ؟

بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند .

 هارون گفت :

آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟

بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد .

 آنگاه بهلول گفت :

ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود .

آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست و پایش بسوخت و به پایین افتاد .

 بهلول گفت :

ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند .

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

میلاد صارمی نایینی




طبقه بندی: داستان کوتاه 30، 
برچسب ها: استاد نایینی، ostadnaser، استاد ناصر، خلیل صارمی نایینی شاعرو نویسنده معاصر، استاد نایینی ببنیانگذار کونگ فو توآ در مناطق شرق اصفهان بزرگ،  
[ سه شنبه 1397/03/1 ] [ 12:04 بعد از ظهر ] [ خلیل صارمی نایینی ]
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙


نوروز باستانی بر همه ی ایرانیان خجسته باد


عیدانه 


تقدیم به همه ی بزرگان ادب و علم و اندیشه 


*****


با باد بهار ســـنبل آمد ..... بوی خوش سبزه و گل آمد 
از رحمت ایــــزد تبارک ..... عید هــــــمگان بُود مـبارک 

نوروز جشن آریائی

قدمت نوروز و وجود این جشن به زمان‌های پیش از هخامنشیان و مادها برمی‌گردد زمانی که آریائی‌ها سرزمین‌شان را به دو قسمت تقسیم می‌کردند و دو فصل گرما و سرما داشتند فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانچه در اوستا آمده‌است. بعدها در این دو فصل تغییری پدید آمد و به موجب وندیداد تابستان دارای ۷ ماه و زمستان ۵ ماه گردید. در هر یک از این دو فصل جشنی بر پا می‌داشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار می‌رفته‌است. وجود پایه و اساس جشن‌های نوروز و مهرگان در آغاز فصول دوگانهٔ آریائی‌ها گویای آن است که زمینهٔ اصلی پیدایش هر یک از آنها، بزرگداشت سرآغاز سال، توجه به پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر بوده‌است. با مرور زمان و تحول تدریجی اوضاع جشن نوروز از آن صورت بسیط نجومی و گاه‌شناسی بیرون آمد و بعدها جنبه های متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرد. سرانجام این یادگار با سنن دیرین خود از مدتی متجاوز از نه قرن پیش در آغاز برج حمل جای ثابتی یافت و تنها جشن جهانی است که می‌توان گفت تمامی جنبه‌های دینی، رسمی، سیاسی و طبیعی را در خود جای داده‌است.


ای پاکدلان بــــــهار تــقدیم شما 
آن جنّت مانـــــــدگار تقدیم شما 
یک جان به تنم بیش ندارم یاران 
این تحفه به یادگـــار تقدیم شما 


خلیل صارمی نایینی(ناصر)








طبقه بندی: نوروز باستانی، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، شاعر و نویسنده معاصر، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، عید نوروز، نوروز باستانی،  
[ سه شنبه 1396/12/29 ] [ 10:26 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]


به نام  خدای بهار آفرین ..... بهار آفرین را هزار آفرین

برآمد باد صـــــــبح و بــــوی نوروزبه کام دوســــــتان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روز
(سعدی)
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهاراست. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
HaftSeen2.JPG
جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است، چنانچه سالقبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل بعد از ظهر باشد فردای آن نوروز است. 
Persepolis gifts.jpg

نوروز از دیدگاه اسلام و تشیع

روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که بهپیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیده‌است و گلهاو شکوفه‌های زمین آفریده شده‌است. و آن روزیست که کشتی نوح به کوه جودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه‌های خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر ص فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم ع بتهای قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبرخدا، امیرالمؤمنین علی ع را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد 

در سایه ایـــزد تبارک           نوروز و بهارتان مبارک
ایام همه به کامتان خوش          کاشانه با صفایتان خوش
***
من از این باغ و بهار
وقت خندیدن گل
ازخدا خواسته ام
یک سبد شادی و لبخند شما
عیدتان پر برکت
خانه هاتان آباد 
و دگر هیچ به جز شادیتان 
***
خلیل صارمی نایینی (ناصر)




میلاد صارمی نایینی 





طبقه بندی: نوروز یا روز نو، 
برچسب ها: خلیل صارمی نایینی « ناصر »، استاد نایینی، استاد ناصر، استاد نایینی بنیانگذار سبک تو آ در مناطق شزق اصفهان بزرگ دهه 60، میلاد صارمی نایینی،  
[ سه شنبه 1396/12/29 ] [ 06:19 قبل از ظهر ] [ میلاد صارمی نایینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

کس چه داند زآتش پنهان من
آه از ســـوز درون جـــان مـــن
***
کربلای جبـــهه ها یادش به خیر
شور و غوغای دعا یادش به خیر

***
سپاس از همه عزیزان بازدید کننده سایت
سلامت و شادکامی شما ارزوی قلبی ماست

پس از بهره مندی از سایت آن را به دوستان خود معرفی نمائید.

***
توجه * توجه

آلبومها ی تصاویر استاد نایینی و کلیپ ها در صفحات جانبی قرار دارند

*****
استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.
هرگونه سوء استفاده و یا نشر ناقص مطالب و نظرات به منظور بهره برداری غیر اصولی پیگرد قانونی دارد

*#*#*
عزیزان بازدید کننده در صورت بروز هر گونه مشکل در ورود به سایت با آدرس :

http://ostadnaser.ir/

از آدرس :
http://bargesabz14.mihanblog.com/

استفاده نمایید.

با سپاس فراوان
مدیر سایت آتش پنهان
میلاد صارمی نایینی
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

تماس با ما
فروش بک لینک طراحی سایت